د ل ؟!

از خیلی چیزا نمیتونم دل بکنم...
یکیش اینجاست...خ ی ل ی دوسش دارم...
هزار تاشم تو دلمه... که باید بکنمشون .. ولی نمیتونم...

از خیلی چیزا نمیتونم دل بکنم...
یکیش اینجاست...خ ی ل ی دوسش دارم...
هزار تاشم تو دلمه... که باید بکنمشون .. ولی نمیتونم...
اینو یادته؟!
"هر انــــکه جانـــب اهل خــــــدا نــــگه دارد-----------خداش در همـــه حال از بلا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست----------کــه آشنا ســـخن آشــــنا نــــــگه دارد
دلا معاش چنـــان کن که گــــر بلــــغزد پای-----------فرشته ات بدو دست دعا نــــگه دارد
گرت هواست که معشــــوق نگـسلد پیمــــان-------نـــــگاهدار سر رشــته تا نـــگه دارد
صــــبا بر آن ســر ذلف ار دل مـــرا بینـــی------------زروی لطف بگویش که جا نگه دارد
چو گفتمش که دلـــم را نگاهدار چـه گــفت؟---------ز دست بنده چه خیزد، خدا نگه دارد
سر و زر و دل و جانم فـــــدای آن یـــاری-------------که حــق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبــــار راه گذارت کجــــاست تــا حــــافظ-----------به یــــادگــار نسیــــم صــبا نگه دارد..."
فال دل شکسته... همیشه خوب از آب در میاد...
بازم فال بگیر....
منتظرم...
پ.ن:
داغونم...
You Loves Me...You Loves Me Not

پ.ن:
این جنازه ی لا جون....
فقط به امید خوندنش توسط "تو" به روز میشه ....!
پس......................
۱.دلم خیلی تنگ شده... خیلیییییی زیاد....
انقدر که کار از گریه های شبانه هم گذشته....
۲.دلم برای همه چیز تنگ شده... همه ی همه ی همه....حتی همان دل خوری ها...
۳.این روز ها زیادی ناراحتم.... مثل بچه ها بهانه میگیرم...!حتی.....
بگذریم...
پ.ن:
۱.میدانم...
"تو" حالا حالا ها پایت را از روی دلم بر نمیداری....!
۲.یه نشونی میخوام ازت... که آروم شم... همین...
۳. دیگهههههههههههه داررررررررم دیییییییییییوووووووووووووونننههههههههههه میششممممم..


پ.ن:
یادم تو را فراموش.....
بسم ربّ
یه دنیا علاقه...یه عالمه محبت...یه بغل گل یاس... یه سبد ستاره... پیشکش تو...
بخاطر زیبا ترین روز دنیا... که روز تولدته....
تولدت مبارک...

یک سال بزرگتر شدنت مبارک ....
ورودت به یه دهه ی جدید و یه دوران جدیدتر از زندگیت تبریک....
امیدوارم سال های خییلی خوبی در انتظارت باشه...(۱)
سال هایی که جز شادی و رضایت چیز دیگه ای رو به خودشون نبینن...
همیشه آرزوم خوشحالی و خوشبختیته....(۲)

پ.ن:
۱.و به هر چیزی که باعث پیشرفتت میشه برسی...
اینبار بدون مزاحم و دغدغه ی آزار دهنده ی مثل من و امثالم...
۲.با یه عالمه آرزو های خوبه دیگه که اگه الان بگم...میزنم زیر گریه....
۳. اینو یادته...؟ پارسالم پیش هم نبودیم....
۴.امسال هم حافظ باز کردم.. مثل سال های پیش همین موقع... بازم درد دلمو گفت.....
۵.کاش اینجا رو بخونی....
۶.دیگه نمیدونم چی بگم...
۷.بعد از تبریک دیشبم که بی جواب موند...چنان بغض خفه کننده ای گلومو فشار میداد که دلم
میخواست فریاد بزم و دوباره شکایت کردنو شروع کنم.... اما نتونستم...
نمیدونم عاقبت این بغض های تلنبار شده ی قلبم... چی میشه...
الان چند سالیه که لحظه ی سال تحویل و ایام نوروز و اصلا اومدن بهار و سال نو
واسه من عید تعریف نمیشه.... همه ی اینها فقط عوض شدن رقم یکان یه عدد چهار رقمیه...
نه بیشتر...که اونم تو زندگیم اهمیت زیادی نداره و باعث اتفاق فوق العاده و چشم گیری نمیشه..
اما به هر حال... تو این ایام همه یه جوری عوض میشن... خیلیا فکرای نو میکنن...
تصمیمات جدید میگیرین...شایدم تصمیمات و فکرای نو دیگرانو عملی میکنن...
یا اصلا هیچ کدوم از اینا....
ولی هر چی که هست یه اتفاق متفاوت واسه همه ست....که من از زمره ی این همه خارجم...
واسم فرقی نداره... سال عوش میشه یا نه.....
شاید بازم فرقش همون عدد و رقمه ست که یه عدد دو رقمی رو(که سنم باشه)بیشتر میکنه..
از همه ی این حرفا که گذشتیم و بگذریم....بالاخره کم کمش...
این همه اتفاق نو یه تبریک خوب رو می طلبه....
سال نو مبارک
با کلی آرزو های خوب و شیرین واسه همه....
پ.ن:
مرور خاطراتمون تو این روزا تنها سرگرمیمه..
خاطراتی که زیاد میان تو ذهنم..گاهی باهاشون لبخند
میزنم..گاهی اشک میریزم...گاهی از خودم متنفر میشم...و همیشه به خوبیات پی میبرم...
سال نو ی "تو" هم مبارک.... با یه عالمه آرزو های خاص و مخصوص واست....از ته قلبم...

از اینکه دوباره یه جاییو... یه گوشیو.... پیدا کردم که بتونم حرفای دلمو توش بنویسمو بهش بگم...
خوشحالم....خیلی خوشحال... از ته دل....
اینجا قرار بود جای حرفای دل دوتاییمون باشه.... و شد.... اما فقط واسه چند ماه......
قرار بود دو تایی با هم از پله ها بالا بریم تا به ملاقات خدا برسیم....
اما من پله ها رو اشتباهی پایین رفتم و "تو" .... شاید منصرف شدی....
حالا دوباره اومدم تا.....
تا فقط حرفای دلمو که رو قفسه ی سینم سنگینی میکنه بنویسم.....
پ.ن:
۱.از همون اولم خیلی اینجا رو دوس داشتم....خیلی زیاد.... چون هم مال من بود...هم مال "تو"...
۲.مینوسم از برای خودم و "تو"یی که شاید اینجا را بخوانی....
۳. و وقتی با سنگ انداختن های پیاپیت خاطره ی ماه از ذهنم بیرون نرفت و دوباره دلم زلال شد از
یادت..."تو" میشوی همان قرص درخشان ماه در "عمق" آب ....




میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش...
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش...
میبرم که در آن نقطه کور
شستشویش دهم از رنگ گناه...
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه...
میبرم تا ز تو دورش سازم
زتو ای جلوه امید محال...
میبرم زنده بگورش سازم
تا از ین پس نکند یاد وصال............
پ.ن:
2. 51 دقیقه از اولین روز ماه محرم گذشته...
نمیدونم چرا هرچی بزرگتر میشم، تحملم واسه رسیدن محرم کمتر میشه...
التماس دعا...

به نام خدای او ...

و من این بار از تپش های این دل بی قرار ،
در دل تاریکی این شبهای پر سکوت ،
یقین کردم که در این کویر بی انتها ،
تنها تو را می شناسم ،
و تو تک سوار لحظه های منی...
و از میان حصارهای سرد انتظار،
یقین کردم که غزل خوان لحظه های بودنت هستم ،
که کوچکترین نشانی از تو ،
دلم را می لرزاند ،
و شیشه نازک بغضم را می شکند...
پ.ن:
سکوتم اندکی شکست ، به گرمی صدای تو...

با اين همه
اما
با اين همه
تقصير من نبود
که با اين همه...
با اين همه اميد قبولي
در امتحان سادهْ تو رد شدم...
اصلاً نه تو ، نه من!
تقصير هيچ کس نيست...
از خوبي تو بود
که من
بد شدم!
« زنده یاد قیصر امین پور »



برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر، اینجا کلیک کنید.
پ.ن:
باز هم "سر تسلیم من و خشت در میکده ها..."
«بسم رب المهدی(عج)»

دیروز ابراهیم و عیسی(ع) را بر زمین فرستادی تا اولین ابلاغ کننده های پیامت باشند...
روزی که ٬ زمین را از زیر کعبه گسترش دادی...و نعمت هایت را بینمان تقسیم کردی....
و مقرر فرمودی تا آخرین پیشوایمان نزد خودت بماند.....
و حالا بیشتر از هزار سال است که در انتظارش ثانیه ها را میشماریم .....
پس کی آخرین نعمتت را بر ما تمام میکنی...؟!
کی انتظار منتظرانش پایان می یابد..؟
هر چند که حضورش را حس میکنیم...اما ظهور چیز دیگری ست...!
اللهم عجل لولیک الفرج
[به نیابت از حباب!]

دیشب به یکباره برف بارید...
و صبح، انفجار کلاغها از شاخه های سپید...
زمستان در دشت است، تا دور دست نگاه...
فصل دیگری رسیده است...
زیر برف،
مغرور و سخت کوش
زندگی ادامه دارد...
پ.ن:
۱- چه خوبه دلامون مث برف باشه... سفیـــــــد...
۲- موسیقی متن فیلم "conquest of paradise" از موسیقی دان بزرگ، ونجلیس. >> دانلود (بدون کلام)

وقتی تو نیستی...
نه هست های ما چونند که بایدند...
نه باید های ما...
اللهم عجل لولیک الفرج...
>> به یادت (با صدای محمد اصفهانی و دکلمه احمد رضا احمدي) <<
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم ...
>> دانلود تیتراژ مدار صفر درجه (High Quality) <<
پ.ن:
زیر باران گریه کردم... بلکه باران شوید از جانم گناهم...

درود بر تو
اى هشتمين سپيده
- اگر از سايه ساران درود مى پذيرى-
باران نيز به اِزاى تو پاك نيست.
و بر ما درود
-اگر فاصله خويشتن تـا تو را تنها بتوانيم ديد-
ای آفتـاب،
ما آن سوی ذرّه مانده ایم!
«علی موسوی گرامرودی»
پ.ن:
۱. خیلـــــــــــی دوست داشتم مشهد باشم... اما نشد! ![]()
ماردبزرگم اونجاست... ساعت ۷ صبح تلفن زده بود... از حرم... صدای ملودی...
آخه خدا چی میشد منم اونجا بودم... ![]()
ایشالا سال دیگه... ![]()
به همه تون تبریــــــــــــــــــک میگم میلاد اماممون رو... ![]()
التماس دعا... ![]()
۲. >> پخش زنده از حرم امام رضا <<
۳. بندگی کن تا که سلطانت کنند...
تن رها کن تا همه جانت کنند...

بارونو دوست دارم هنوز...
چون تورو یاد میاره...
حس میکنم پیش منی...
وقتی که بارون میباره...
بارونو دوست دارم هنوز...
بدون چتر و سرپناه...
وقتی که حرفای دلم...
جا میگیرن توی یه "آه"...
پ.ن:
دادگر آسمان که داد بشر داد...
گر ندهی داد، داد از تو کند داد...

ای بهارترین طلوع...
ازمشرق نگاه های خسته مان ظهور کن...
بعد از هفت خوان انتظار به جمعه رسیده ایم...
نشستن در میعادگاه و رویت ندیده باز گشتن برایمان عادت شده...
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ...
پرشی دارد اندازه عشق...
زندگی چیزی نیست که لب تاقچه عادت از یاد من و تو برود...
«سهراب سپهری»
پ.ن:
زندگی شاید همین باشد...

آری! آری زندگی زیباست...
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست...
گربیفروزیش،
رقص شعله اش از هر کران پیداست...
ورنه خاموش است و
خاموشی گناه ماست...
«سیاوش کسرایی»
پ.ن:
روح های ما تا زمانی که در تو آرام گیرند، بی قرارند...
مدعی گفت به جز غم چه هنر دارد عشق؟
گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟!
«حافظ»